نقطه طلایی دید (The Sweet Spot) چیست؟

یکی از مهم‌ترین نکات در طراحی تبلیغات سه‌بعدی شهری، چیزی است که به آن نقطه طلایی دید یا Sweet Spot گفته می‌شود.

برخلاف تلویزیون یا مانیتور خانه که معمولاً می‌توانید از زاویه‌های مختلف به آن نگاه کنید و همچنان تصویر را ببینید، محتوای سه‌بعدی شهری معمولاً برای یک زاویه یا محدوده مشخص طراحی می‌شود.

به زبان ساده، طراح باید پیش‌بینی کند که مخاطب معمولاً از کجا به نمایشگر نگاه می‌کند.

  • در یک نمایشگر شهری، موقعیت خیابان، مسیر حرکت خودروها، فاصله عابران، ارتفاع نمایشگر و زاویه قرارگیری آن اهمیت زیادی دارد.
  • بنابراین قبل از طراحی نهایی، بررسی می‌شود که بیشترین تعداد مخاطبان از چه نقطه‌ای نمایشگر را می‌بینند.
  • سپس محتوای سه‌بعدی بر اساس همین زاویه طراحی و رندر می‌شود تا بیشترین میزان عمق و جذابیت را در همان محدوده ایجاد کند.
  • هرچه طراحی نسبت به موقعیت واقعی نمایشگر دقیق‌تر باشد، افکت سه‌بعدی طبیعی‌تر به نظر می‌رسد.

به همین دلیل ممکن است یک محتوای سه‌بعدی وقتی از روبه‌رو دیده می‌شود فوق‌العاده واقعی به نظر برسد، اما اگر از زاویه‌ای کاملاً متفاوت به آن نگاه کنید، این حس سه‌بعدی کمتر شود.

پس Sweet Spot را می‌توان نقطه‌ای دانست که طراح بیشترین اثرگذاری بصری را برای آن در نظر گرفته است؛ جایی که خطای دید سه‌بعدی بیشترین تأثیر را روی مخاطب دارد.

تکنولوژی خطای دید سه‌بعدی (Anamorphic) چطور کار می‌کند؟

اگر بخواهیم خیلی ساده توضیح بدهیم، تکنولوژی Anamorphic 3D یا همان خطای دید سه‌بعدی، در واقع یک بازی هوشمندانه با زاویه دید چشم انسان است. صفحه نمایشگر کاملاً تخت است و هیچ جسمی واقعاً از آن بیرون نمی‌آید، اما طراحی محتوا به شکلی انجام می‌شود که مغز ما تصویر را سه‌بعدی و حتی خارج‌شده از قاب تصور کند.

شاید برایتان جالب باشد که بدانید بخش زیادی از این اتفاق، نه به خود نمایشگر، بلکه به نحوه طراحی تصویر و زاویه دید مخاطب مربوط می‌شود. طراح باید محتوایی بسازد که وقتی از یک نقطه مشخص دیده می‌شود، عمق، فاصله و حجم واقعی‌تری به تصویر بدهد.

  • برای طراحی محتوای سه‌بعدی، ابتدا یک فضای مجازی یا همان «جعبه مجازی» (Virtual Box) در نرم‌افزار ساخته می‌شود. این جعبه بر اساس ابعاد واقعی نمایشگر، عمق سازه، موقعیت نصب، نور محیط و حتی شرایط اطراف طراحی می‌شود.
  • سپس عناصر اصلی تبلیغ، مثل کاراکتر، محصول، خودرو یا هر المان دیگری، داخل این فضای مجازی قرار می‌گیرند و طوری طراحی می‌شوند که بخشی از آن‌ها به لبه‌های فرضی نمایشگر نزدیک یا حتی از آن عبور کنند.
  • وقتی یک جسم در تصویر از محدوده قاب نمایشگر عبور می‌کند و هم‌زمان سایه و نورپردازی مناسبی داشته باشد، مغز بیننده این‌طور برداشت می‌کند که جسم واقعاً در فضای بیرون از نمایشگر قرار گرفته است.
  • در واقع، نمایشگر همچنان یک سطح تخت است؛ این پرسپکتیو، سایه، نور، عمق و زاویه طراحی است که باعث ایجاد این خطای دید می‌شود.

برای مثال تصور کنید یک خودرو در حال حرکت به سمت لبه نمایشگر است. اگر طراحی درست انجام شده باشد، ممکن است چرخ‌ها، بدنه یا حتی بخشی از خودرو طوری دیده شود که انگار از قاب بیرون زده است. همین اتفاق ساده می‌تواند باعث شود یک تبلیغ معمولی، تبدیل به محتوایی شود که رهگذران چند ثانیه بیشتر به آن نگاه کنند.

تفاوت تبلیغ دوبعدی معمولی با سه‌بعدی

تبلیغات دوبعدی سال‌هاست که در بیلبوردها و نمایشگرهای شهری استفاده می‌شوند. یک تصویر، ویدیو یا پیام تبلیغاتی روی صفحه نمایش داده می‌شود و مخاطب آن را مشاهده می‌کند.

اما تبلیغات سه‌بعدی تلاش می‌کند یک قدم جلوتر برود و به جای اینکه فقط یک تصویر را نشان دهد، تجربه‌ای متفاوت برای مخاطب ایجاد کند.

در تبلیغات سه‌بعدی، حرکت، عمق، پرسپکتیو و خطای دید می‌توانند باعث شوند مخاطب برای مدت بیشتری به نمایشگر توجه کند.

بر اساس گزارش‌ها و بررسی‌های حوزه بازاریابی بصری:

  • جلب توجه (Attention Rate): محتوای سه‌بعدی به دلیل ظاهر متفاوت و غیرمنتظره خود می‌تواند توجه بیشتری نسبت به بسیاری از تبلیغات دوبعدی جلب کند. وقتی مخاطب احساس می‌کند یک محصول یا کاراکتر در حال بیرون آمدن از نمایشگر است، احتمال اینکه برای دیدن ادامه تصویر مکث کند بیشتر می‌شود.
  • به‌خاطرسپاری برند (Brand Recall): تبلیغاتی که تجربه بصری متفاوتی ایجاد می‌کنند، می‌توانند راحت‌تر در ذهن مخاطب باقی بمانند. در واقع، مخاطب فقط یک نام یا لوگو نمی‌بیند؛ بلکه یک اتفاق تصویری را تجربه می‌کند و همین موضوع می‌تواند به یادآوری برند کمک کند.
  • بازپخش ارگانیک (UGC): یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های تبلیغات سه‌بعدی این است که خود مخاطب می‌تواند به بخشی از فرایند انتشار تبلیغ تبدیل شود. افراد ممکن است از نمایشگر فیلم بگیرند، آن را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کنند یا برای دوستان خود بفرستند.
  • به این ترتیب، یک تبلیغ شهری می‌تواند از فضای خیابان خارج شود و وارد شبکه‌های اجتماعی شود؛ یعنی محتوایی که ابتدا برای یک نمایشگر شهری ساخته شده، می‌تواند در اینستاگرام، تیک‌تاک و سایر پلتفرم‌ها نیز دیده شود.

در نتیجه، تفاوت اصلی فقط در «سه‌بعدی بودن» نیست. هدف این است که تبلیغ از یک تصویر معمولی به یک تجربه بصری قابل توجه و قابل اشتراک‌گذاری تبدیل شود.

پدیده FOOH (تبلیغات سه‌بعدی تقلبی / Fake OOH) چیست؟

احتمالاً بعضی ویدیوهای تبلیغاتی را در شبکه‌های اجتماعی دیده‌اید که در نگاه اول کاملاً واقعی به نظر می‌رسند؛ مثلاً یک محصول غول‌پیکر در وسط خیابان قرار گرفته، یک خودرو از کنار ساختمان عبور می‌کند یا یک شیء بزرگ از پشت یک تابلو بیرون می‌آید.

اینجاست که با مفهوم FOOH یا Fake Out Of Home روبه‌رو می‌شویم.

در این روش، یک محتوای سه‌بعدی و کامپیوتری با تصاویر واقعی محیط ترکیب می‌شود. یعنی ممکن است خیابان و ساختمان‌ها واقعی باشند، اما اتفاقی که در ویدیو می‌بینیم در دنیای واقعی رخ نداده باشد.

برای مثال، تصور کنید یک ویدیوی واقعی از یک خیابان داریم. سپس یک محصول بزرگ با استفاده از CGI طراحی می‌شود و به شکلی روی ویدیو قرار می‌گیرد که کاملاً با محیط هماهنگ به نظر برسد.

برای طبیعی‌تر شدن نتیجه، مواردی مثل نور، سایه، انعکاس، حرکت دوربین، پرسپکتیو و فاصله محصول از محیط باید با دقت تنظیم شوند.

یکی از دلایل محبوبیت FOOH این است که دست طراح را برای خلق ایده‌های عجیب و خلاقانه باز می‌گذارد. محصول دیگر مجبور نیست فقط روی یک بیلبورد قرار بگیرد؛ می‌تواند در ابعاد بسیار بزرگ در فضای شهری ظاهر شود و یک اتفاق غیرمنتظره را رقم بزند.

مزیت FOOH چیست؟

یکی از مهم‌ترین مزایای این سبک، قابلیت بالای آن برای انتشار در شبکه‌های اجتماعی است. یک ویدیوی کوتاه و خلاقانه می‌تواند توسط کاربران بازنشر شود و بدون اینکه مخاطب تبلیغ را مستقیماً در فضای شهری دیده باشد، آن را در شبکه‌های اجتماعی مشاهده کند.

البته تفاوت مهمی میان FOOH و تبلیغات سه‌بعدی واقعی شهری وجود دارد. در تبلیغات سه‌بعدی واقعی، محتوای طراحی‌شده روی یک نمایشگر فیزیکی اجرا می‌شود؛ اما در FOOH، بخش زیادی از اتفاق سه‌بعدی در مرحله تولید و با استفاده از نرم‌افزارهای گرافیکی ایجاد می‌شود.

فرآیند فنی طراحی محتوای سه‌بعدی شهری

«چرا ساختش زمان می‌بره؟»

ساخت یک محتوای سه‌بعدی شهری شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد؛ اما پشت یک ویدیوی چندثانیه‌ای ممکن است مراحل مختلفی از ایده‌پردازی تا مدل‌سازی، نورپردازی، رندر و اصلاح نهایی انجام شود.

در واقع، چیزی که مخاطب در چند ثانیه می‌بیند، نتیجه چند مرحله طراحی و بررسی است.

۱. کانسپت و استوری‌بورد

اولین مرحله، مشخص کردن ایده اصلی است.

در این مرحله مشخص می‌شود که قرار است چه چیزی دیده شود، محصول چه حرکتی داشته باشد، از کدام قسمت نمایشگر خارج شود و مخاطب در چند ثانیه اول چه چیزی را ببیند.

استوری‌بورد کمک می‌کند قبل از شروع کار سنگین سه‌بعدی، مسیر کلی ویدیو مشخص باشد. برای مثال، ممکن است تصمیم گرفته شود که ابتدا محصول در مرکز نمایشگر دیده شود، سپس به سمت مخاطب حرکت کند و در پایان از قاب خارج شود.

هرچه ایده اولیه دقیق‌تر باشد، احتمال تغییرات سنگین در مراحل بعد کمتر می‌شود.

۲. شبیه‌سازی ابعادی سازه (3D Simulation)

بعد از مشخص شدن ایده، نوبت به بازسازی خود نمایشگر و محیط اطراف آن می‌رسد.

ابعاد واقعی نمایشگر، نسبت تصویر، ارتفاع نصب، زاویه دید و حتی شرایط اطراف باید تا حد امکان در فضای سه‌بعدی شبیه‌سازی شوند.

این مرحله اهمیت زیادی دارد، چون محتوایی که برای یک نمایشگر خاص ساخته می‌شود، نمی‌تواند بدون تغییر روی هر نمایشگر دیگری نتیجه یکسانی داشته باشد.

به همین دلیل، طراح باید بداند نمایشگر دقیقاً چه ابعادی دارد و مخاطب از چه زاویه‌ای آن را مشاهده می‌کند.

۳. نورپردازی بر اساس واقعیت (HDRI Lighting)

نورپردازی یکی از همان جزئیاتی است که شاید مخاطب عادی متوجه آن نشود، اما تأثیر زیادی روی واقعی بودن تصویر دارد.

فرض کنید قرار است یک خودرو در یک خیابان واقعی نمایش داده شود. اگر نور روی خودرو با نور محیط هماهنگ نباشد، حتی با وجود مدل‌سازی بسیار خوب، تصویر مصنوعی به نظر می‌رسد.

برای همین، نور محیط بر اساس شرایط واقعی محل در نظر گرفته می‌شود.

اگر نمایشگر در طول روز دیده می‌شود، نور و سایه‌ها باید با شرایط روز هماهنگ باشند. اگر محتوا برای شب طراحی شده باشد، رنگ و شدت نور محیط، چراغ‌های خیابان و سایر منابع نوری نیز اهمیت پیدا می‌کنند.

استفاده از HDRI Lighting می‌تواند به ایجاد نورپردازی طبیعی‌تر و هماهنگ‌تر با محیط کمک کند.

۴. رندرینگ سنگین (Rendering)

بعد از اینکه مدل‌سازی، حرکت، نورپردازی و جزئیات نهایی شدند، نوبت به رندر می‌رسد.

رندر در واقع مرحله‌ای است که کامپیوتر تمام اطلاعات طراحی‌شده را پردازش می‌کند و خروجی تصویری نهایی را می‌سازد.

در پروژه‌های سه‌بعدی شهری، به دلیل ابعاد بزرگ نمایشگر و نیاز به کیفیت تصویر بالا، رندر می‌تواند زمان‌بر باشد.

هرچه مدل‌ها جزئیات بیشتری داشته باشند، نورپردازی پیچیده‌تر باشد و کیفیت خروجی بالاتر انتخاب شود، پردازش نیز سنگین‌تر خواهد شد.

به همین دلیل وقتی گفته می‌شود «ساخت محتوای سه‌بعدی زمان می‌برد»، منظور فقط زمان طراحی یک ویدیوی چندثانیه‌ای نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از مراحل طراحی، شبیه‌سازی، نورپردازی، رندر و اصلاحات نهایی است که باید پشت سر هم انجام شوند تا خروجی نهایی روی نمایشگر شهری همان افکتی را ایجاد کند که در مرحله ایده‌پردازی انتظار داشته‌ایم.